ما ملت ايران، ملت طنزپردازي هستيم. شوخي كردن هم شده جزيي از زندگي ما. اما فكر مي كنم كه ما مرز شوخي و جدي زندگيمون از بين رفته. يه بار يكي از همكارام در مورد اولويت يه كاري ازم سوال كرد بهش گفتم ببين اينجا هيچي اوليت نداره و هيچي هم مهم نيست! پروژه اي كه مهمترين مسئله شركته فردا اولويتش عوض ميشه. حالا بعد از چند سال مي بينم كه متاسفانه هنوز چيزي عوض نشده. زندگي ما به شوخي گرفته شده. حتي مرگ.
شوخي شوخي بد رانندگي مي كنيم و جدي جدي مي ميريم. شوخي شوخي فيلم زندگي خصوصي ( و شايد) جدي مردم رو دست به دست مي گردونيم. شوخي شوخي يه نفر كه زحمت زيادي نكشيده پولدار مي شه و كسي كه جدي جدي درس خونده و تلاش كرده يا از اينجا رفته يا از همه چيز خودش رو كنار كشيده.
يكي به من بگه قسمت جدي زندگي ما كجاست؟ همينطوري بودن و الكي بودن ديگه باعث تعجب هيچ كس نمي شه. كيفيت كار، كيفيت زندگي، كيفيت فكر كردن، كيفيت كتاب خوندن! انگار من هم دارم شوخي مي كنم. از چه چيزهايي حرف مي زنم.
ما سعي نمي كنيم خيلي از چيزها رو جدي بگيريم و گاهي انتظار داريم دنيا هم شوخي هاي ما رو جدي نگيره! مثلا همين محروميت فوتبال ايران. فيفا جدي جدي ديگه اجازه نخواهد داد تيم فوتبال ايران بازي بيرون از ايران داشته باشه. حالا آقايون احتمالا هنوز هم فكر مي كنن كه قضيه جدي نيست.
كي مي خواهيم اول خودمون بعد بقيه رو جدي بگيريم. نسل هاي بعد از ما چه خواهند گفت؟
فكر كنم از مرحوم شاپور بود كه گفته بود "ما شوخي شوخي به گنجشك ها سنگ مي زنيم ولي آنها جدي جدي مي ميرند".
يه كم جدي فكر كنيم.
