شركت هاي ايراني،منشي هاي ايراني
در مورد موضوع شرايط استخدام توي شركت هاي ايران و به خصوص شركت هاي خصوصي براي خانم ها شايد خونده باشيد يا ديده باشيد. چند وقت قبل بود توي هفته نامه چلچراغ يك مطلب جالب خوندم كه طرف رو برده بودن يه شركت كه چندتا دوش حمام هم داشته. هر از چندگاهي هم از اين طرف و اون طرف مي شنيديم كه الان يه خانم كه به عنوان منشي يه جا دعوت به همكاري مي شه
خيلي وقت ها اول بصورت علني شرايط ويژه كاري! رو بهش تفهيم مي كنند.
اين طرف قضيه:
چند وقتي بود شركت يكي از دوستام دنبال يك منشي مي گشتند. شركت شون و
دوستم رو سالها بود كه مي شناختم سرشون خيلي شلوغه. معمولا اگه كادر مهندسي لازم داشتند بهم مي گفتند و من بهشون معرفي مي كردم اين بار اما دنبال منشي مي گشت. وقتي بهم گفت به طعنه گفتم از كدوم منشي ها؟ خنديد گفت تو رو خدا يك نفر رو معرفي كن كه از كار و زندگي نيفتيم مي بيني كه اينجا چقدر سر ما شلوغه. گفتم معمولا كسايي كه بايد براي استخدام پيش شما بيان بيشتر اين سوال توي ذهنشون هست كه آيا كار فقط محدود به تايپ و منشي گري و جواب دادن تلفن هست يا نه كار بصورت نا محدود همراه با مخلفات هست؟
جوابش جالب بود برام. گفت خودت مي دوني كه روابط عمومي طرف براي اين كار بايد بالا باشه زيبايي ظاهري هم بي تاثير نيست. اما هرچي اطلاعيه توي روزنامه مي زنيم يه آدم هايي ميان كه خيلي هاشون از اول خيلي هم راحت شرايط موندن بعد از ساعت كاري و اينكه بعد از ساعت كاري چند نفر مي مونند و قيمت هاي پيشنهادي مطرح مي كنند دقيقا انگار كار منشي گري يك حاشيه و يك سرپوش روي خيلي كارهاي زير زيركي هست. خيلي راحت با 100 هزار تومن مي توني يك نفر رو پيدا كني كه توي ساعت اداري به شركت سرويس بده و بعد از كار اداري هم به خودت! حالا هرچي كلاس شركت بالاتر باشه يا جاي شركت يه جاي اسم و رسم دار باشه قيمت هاي پيشنهادي كه بهت ميدند بالاتر ميره. اين شده يك كاسبي براي يك عده كه خوب معمولا غير از حقوق ثابتي كه اول طي مي كنن يه جورايي با زيركي شركت ها را مجبور به هزينه هاي اضافه تر يا گاهي حق سكوت و اينجور چيزها مي كنند. البته بعضي از شركت ها هم خيلي وقيحانه از كسايي كه حتي قصد ورود به اين كار را نداشته باشند سوء استفاده مي كنند و براشون مهم هم نيست كه آيا طرف بعدا چي بگه حتي حقوق قانونيش رو هم پرداخت نمي كنند. خلاصه حسابي داستان پيچيده اي شده.
اون طرف قضيه:
توي آشناها يك خانمي بود كه حدود 6 ماه بود از شركت قبليش اومده بود بيرون و دبنال كار مي گشت. بهش قضيه رو گفتم. يك روز رفت براي مصاحبه و پر كردن فرم. امروز دوستم بهم زنگ زد گفت اون آشناتون رو بگو بياد براي يه صحبت تكميلي و استخدام.
يادم رفت بگم كه اين خانم آشناي ما انصافا خيلي خوشگل و خوش قيافه هم هست. گفت اگه مي شه شما هم با من بيا من يك كمي مي ترسم. گفتم خوب هم دوستم رو مي بينم و هم اين خانم رو رسوندم يه جورايي شايد اعتماد به نفس بيشتري پيدا كنه. توي ماشين كه نشسته بوديم سر صحبت باز شد از شركت قبلي و چندجايي كه براي مصاحبه رفته. اولش خيلي كلي اشاره هايي داشت بعدا ديدم كه اين بيچاره چه دل پري داره از اين داستان. مي گفت خيلي جاها كه رفتم اول به هيكل و قيافه نگاه مي كردند و بعد از چندتا سوال كه چند سالتون هست و شب تا چه ساعتي مي تونيد بمونيد و ما توي شركت با همكارا خيلي راحت هستيم و حقوق پيشنهادي( بخوا نيد پول بابت ... ) حتي گاهي بدون اينكه بگن چقدر سابقه داري يا تايپ بلد هستي مي گفتند از فردا بيايد سركار!
از پيشنهادهاي عجيب غريبي گفت كه بهش دادند. از صيغه تا وعده ويلا توي شمال گرفته تا موبايل و ماشين و مسافرت خارج از كشور و ... كه هر عقل سليمي مي دونه فقط براي امر منشي گري اين شرايط نمي تونه مهيا باشه.
مي گفت 90 درصد آگهي هاي توي روزنامه كه براي منشي هست و توش نوشته خانم خوش برخورد با ظاهري آراسته مسلط به امور منشي گري منظورشون فقط منشي نيست.
فهميدم كه اين دفعه هم با اينكه هم به من اطمينان داشته و هم مي دونسته كه به جايي كه نمي شناسم معرفيش نمي كنم يا حداقل اگه چيزي در مورد شركت ندونم بهش مي گم اما خواسته من هم همراش باشم.
وسط قضيه:
وسط قضيه هم من موندم با كلي فكر و سوال. دليل شرايط چيه؟مسوول اون كيه؟ اگه يك نفر بخواد درست كار كني تكليفش چي هست؟
نوشته هاي آبي