نارنجستان آبي
نوشته هاي آبي و نارنجي
Wednesday, October 25, 2006
چه وقت حس مي كنيد از خودتون راضي هستيد؟
اگه آدم خودش از خودش احساس رضايت نداشته باشه اميدش براي ادامه سعي و تلاشش كمتر مي شه. راضي بودن چه از فعاليت ها، چه از برنامه ريزي و چه از تلاشي براي رسيدن به هدفمون داريم يه اصله كه اگه نگيم همه هدفه اما يه بخشي از هدف ماست. فقط يه نكته ظريفي اين وسط هست كه اون هم راضي شدن به معني پايان تلاش نيست. اگه نباشه جلوتر نمي تونيم بريم اگه مساوي با سكون هم بشه باز يه توقفه. احساس رضايت گاهي وسط هدفهامون گم مي شه. يا از اينطرف مي افتيم يا از اونطرف.
هرچي هدف بزرگتر باشه رسيدن بهش احساس رضايت بيشتري رو دنبال خودش مياره اما تا كجا و تا كي؟
از خود راضي داريم تا از خود راضي. اگه از خودمون راضي هم باشيم بد نيست.
Balatarin
Tuesday, October 17, 2006
از شهري كه نرفتم
فكر كنم بيشتر غيبت هاي من دليلي براي يه سفر باشه. يه دعوت داشتيم به يزد. اگرچه يزد نرفتيم. اما همه خاطره هاي خوبم از اين شهر آرام كويري زنده شد. چندين بار يزد رفتم و هربار اين شهر برام جذاب بود. مردم آرام پرتلاش و با فكرهاي اقتصادي. شهر دوچرخه ها و موتورها (مثل اصفهان). شهر كوير و بادگير.
هيچ شبي مثل شب كوير آدم رو آروم نمي كنه. اگه همه غصه هاي دنيا هم توي دلت باشه چند ساعتي كافيه تا شب، سكوت، كوير، آرومت كنه. شهر يادگار زرتشت و زرتشتي ها. ايساتيس، آتشكده، چك چك، پير سبز، دخمه و همه واژه هايي كه يزد رو مي چسبونه به همه خاطره هام.
شهر شيريني هاي خوشمزه. يزد شهر دوست داشتني كه باز بايد سر يه فرصت ديدش.
باز توي اصفهان متوقف شدم. روز يكشنبه21 رمضان كه شهادت حضرت علي بود، هوس كردم سري به كليسا بزنم. گفتم شايد اين روز بشه توي يك محيط خلوت تر كليساي وانك رو ديد. گفتم احتمالا يكشنبه مراسم مذهبي ارامنه رو مي تونم از نزديك ببينم كه به دليلي كه توي عكس مي بينيد نشد.


و اين پيرمرد ارمني كه به دليل تعطيلي كليسا توي ماشين نشسته بود و انجيل مي خوند

و ما مسلمون هايي كه يك ماه از سال مسلمان تر مي شويم.

يك خبر مهم: بدليل اينكه درصد بسيار زيادي از استفاده كنندگان فقط به سايت هاي غير اخلاقي مي روند ارايه اينترنت پرسرعت به افراد، ممنوع شد. چشم ما روشن ظاهرا حالا حالاها بايد با اين سرعت مزخرف بسازيم.

Balatarin
Friday, October 06, 2006
ماه مبارك انار
انار از منظر من
من كه از ميوه ها سيب و هلو و گيلاس ( كم كم شد همه ميوه ها!) رو خيلي دوست دارم اما از انار و خرمالوي اين فصل هم نمي تونم بگذرم. خرمالوي رسيده و گس، انار آبدار و ملس به به! حلول ماه مبارك انار و خرمالو را به همه دوستداران اين دو ميوه تبريك عرض مي كنم. اما با عرض احترام به خرمالو، انار رو از چند منظر بررسي مي كنم.

انار از منظر ادبيات
وقتي كوچكتر بودم انار صد دانه ياقوت بود كه "دسته به دسته با نظم و ترتيب يك جا نشسته" بود. بزرگتر كه شدم انار را با سهراب سپهري شناختم. وقتي از انار مي گفت. "تا اناري تركي برمي داشت دست فواره خواهش مي شد" من هم مثل سهراب آرزو مي كردم " كاش اين مردم هم دانه هاي دلشان پيدا بود" آرزويي كه فقط در مورد چند نفري محقق شد.

انار از منظر نشنال و اينترنشنال
البته من نمي دونم جاهاي ديگه دنيا اناري مثل انار ما داره يا نه؟ داشته باشه هم انار داريم تا انار! توي ايران معمولا انار خوب رو به ساوه نسبت مي دن كه درسته اما يادتون باشه از انار يزد غافل نشيد كه كم از انار ساوه نداره. مثل مسلمون ها كه انار رو جزو ميوه هايي مي دونند كه توي قرآن اسمشون اومده زرتشتي ها هم انار رو ميوه قابل احترامي مي دونند.
در مورد ما كه هرجا ميوه مشابه خارجي رو خورديم ميوه ايران نشد. حالا حتي اگه روي حس وطن پرستي هم باشه من با قاطعيت ميگم هيچ كجا همچين اناري پيدا نمي شه. همه اين ميوه ها با همه خوشگليشون مزه ميوه هاي بقالي سركوچه شما رو نمي ده.

انار از منظر وبلاگ
اين يكي نياز به توضيح نداره! منظورم نويسنده محترم اين وبلاگ هست كه خيلي بهش ارادت دارم.

انار از منظر اقتصاد
اينجا انار خوب رو مي شه هر كيلو 1500 تومن ( 1.3 يورو) خريد. البته همين انار رو از كشاورز حدود 200 تا 300 تومن مي خرند. اين عكسي كه مي بينيد توي هلند گرفتم قيمتش رو نگاه كنيد.

حساب كنيد يك كيلو انار خوب كه 300 تومن از كشاورز خريده مي شه و دست مشتري اروپايي بيشتر از 3000 تومن مي رسه. با يه حساب و كتاب ساده مي شه فهميد كه توي تجارت ارزش افزوده ها كجاست و اين وسط چه سهمي به دلال ها مي رسه. لطفا اين وسط هزينه حساب بسته بندي و حقوق گمركي رو هم اضافه كنيد. من متخصص اقتصاد نيستم و مي دونم كه توي هر بخشي از اقتصاد نقش واسطه ها بصورت معقولش ضروري هم هست اما مطمئنم كه توي اقتصاد مريض ما واسطه ها بصورت نامتوازن ارزش افزوده يك چرخه اقتصادي رو بسمت خودشون سرازير مي كنند. اين بيشتر جاي تاسف داره كه اكثر واسطه ها واسطه هاي غيروطني هستند كه بهترين محصول اينجا رو با قيمت كم دست چين مي كنن و بايه بسته بندي در يك كشور ديگه سود زيادي به جيب مي زنند. (ظاهرا اين قسمت خيلي قلمبه سلمبه شد)

پ.ن: كسي مي دونه انار به انگليسي چي مي شه؟

من لغت Pomegranate (سيب پر هسته) رو پيدا كردم اما شايد لغت معمول ديگه اي هم داشته باشه

Balatarin